محمد ابراهيمى وركيانى

75

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

دراين‌باره بايد گفت مشركان قريش و ديگر قبايل عرب ، با اسلام به‌عنوان آيينى جديد مخالف نبودند ؛ چه‌اينكه پيامبر اكرم ( ص ) مروج آيينى بود كه مردم مكه به‌نوعى خود را پيرو آن مىدانستند . در واقع مشكل آنها اين بود كه احكام اين آيين را بر خلاف يهوديت و مسيحيت ، با استقلال داخلى و موقعيت اقتصادى ، نظامى و سياسى خود متعارض مىديدند ؛ درحالىكه از ديگر اديانِ حاضر در منطقه چنين خطرى را احساس نمىكردند . يهوديان هيچ‌گاه درصدد نشر يهوديت در ميان اعراب نبوده و به‌حكم ضرورت با آنها همكارى اقتصادى نيز داشته‌اند . از سويى مسيحيان اين منطقه كه به‌احتمال بسيار نسطورى بوده‌اند ، بر خلاف كاتوليك‌ها براى نشر مسيحيت متوسل به جنگ نمىشدند تا خطرى براى مشركان داشته باشند . زردشتىها نيز گذشته از اينكه تبليغ دينى نداشته‌اند ، در بخش مركزى جزيره حضور فعالى نداشته‌اند . بنابراين اسلام بر خلاف ديگر شرايع نسبت به بت‌پرستى بىتفاوت نبود و همگان را مخاطب رسالت پيامبر مىدانست . مهم‌تر از همه اينكه ، گسترش اسلام براى مركز تجارى عرب كه سكان‌دار اقتصادى ، دينى و سياسى جامعه عرب بودند ، خطرى عظيم بشمار مىآمد و به همين‌رو بيشترين واكنش از سوى كليدداران كعبه ، بنوشيبه ( تيره‌اى از فرزندان عبدالدار ) شكل گرفت ؛ تا جايى كه بخش مهمى از بودجه نظامى جنگ با مسلمانان ( بدر ، احد و خندق ) را همين افراد تأمين كردند . « 1 »

--> ( 1 ) . شيخ صدوق از امام‌باقر ( ع ) روايت نموده كه جمعى از مصر به زيارت خانه كعبه آمده بودند . يكى از آنان پيش از وفات خود به فردى وصيت كرد كه هزار درهم براى خانه كعبه بپردازد . هنگامى كه آن مرد به مكه وارد شد ، از افرادى پرسيد كه ادارهء امور بيت با كيست ؟ او را به بنوشيبه رجوع دادند و او نيز نزد آنان رفت و جريان نذر مرد مصرى را مطرح ساخت . بنوشيبه اظهار داشتند كه پول را به ما بپرداز و مطمئن باش كه وظيفهء خود را انجام داده‌اى . سپس آن مرد از افراد ديگرى پرسش نمود و آنها او را به امام‌باقر ( ع ) رجوع دادند . امام‌باقر ( ع ) در ادامه حديث مىفرمايد : « موقعى كه وصى مرد مصرى نزد من آمد ، به او گفتم كه خانه كعبه از چنين اموالى بىنياز است . بنابراين اين پول را به فردى كه زائر بيت‌الله بوده و سرمايه‌اش را از دست داده و يا مركب سوارى خود را گم كرده و يا هزينه بازگشت از اين سفر را ندارد ، بپرداز . » آن مرد با شنيدن سخنان امام نزد بنو شيبه بازگشت و سخن امام را با آنها مطرح ساخت . بنو شيبه گفتند : « اين مرد را رها كن كه فردى گمراه و بدعت‌گذار است كه كسى از او پيروى نمىكند و دانشى نيز ندارد . ما تو را به حرمت همين خانهء كعبه قسم مىدهيم كه نزد او بازگردى و گفته ما را به او برسانى . » آن مرد نزد امام بازگشت و سخنان آنان را با امام مطرح ساخت . امام به او فرمود : « من هم تو را به همانچه آنان سوگند داده ، سوگند مىدهم كه نزد آنان بازگردى وبگويى : « من همان‌قدر از دانش بهره دارم كه اگر روزى رهبرى مسلمانان را در اختيار داشته باشم ، دست‌هاى بنو شيبه را قطع مىكنم و به جامه كعبه مىآويزم و آنان را در مرئى و منظر مردم قرار مىدهم و اعلان خواهم كرد كه اينان دزدهاى خانهء خدايند ؛ آنان را بشناسيد ! » ( صدوق ، علل‌الشرايع ، ص 409 ) حضور بنىشيبه در مراسم حج و اداره بيت در قرون بعد نيز ادامه داشته است . به روايت ابن‌بطوطه تا قرن هشتم هجرى اين حضور مشاهده مىشود . ( بنگريد به : ابن‌بطوطه ، سفرنامه ابن‌بطوطه ، ج 1 ، ص 177 )